حقوق کودک

پیشگفتار

ebadi_child1كودك يا صغير دراصطلاح حقوقي به كسي گفته ميشود كه از نظرسن به نمو جسمي وروحي لازم براي زندگي اجتماعي نرسيده باشد.

مطابق ماده 958 قانون مدني : (هرانسان،متمتع از حقوق مدني خواهد بود وليكن هيچ كس نمي تواند حقوق خودرا اجرا كند مگر آنكه براي اين امر اهليت قانوني داشته باشد. ) كسي اهليت قانوني براي اجراي حقوق مدني دارد كه ممنوع و محجور از تصرف دراموال و حقوق مالي خود نباشد.

مطابق ماده 1207 قانون مدني : ( اشخاص ذيل محجور واز تصرف دراموال و حقوق مالي خود ممنوع هستند:

1. صغار

2. اشخاص غيررشيد

3. مجانين

بنابراين مي بينيم كه از نظر حقوقي ، كودك از كليه حقوق مدني برخوردار است و از اين جهت فرقي بابزرگسال ندارد اماقانونا نمي تواند حق خود رااعمال و اجرا كند . كودك از حقوق سياسي برخوردار نيست.

نكته مهم از نظر حقوقي آن است كه بدانيم كودكي ازچه سني شروع و به چه سني خاتمه مي پذيرد.

* * * * * * * *

مقدمه

بنابراين مي بينيم كه از نظر حقوقي ، كودك از كليه حقوق مدني برخوردار است و از اين جهت

دولت جمهوري اسلامي ايران دراسفند ماه 1372 به موجب ماده واحده اي كه به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيد، به كنوانسيون حقوق كودك ملحق گرديد. الحاق مذكور مشروط است بر آن كه مفاد كنوانسيون درهر مورد و هر زمان، درتعارض باقوانين داخلي وموازين اسلامي باشديا قرار گيرد، از طرف دولت جمهوري اسلامي ايران لاز م الرعايه نباشد. چنين الحاقي نه از جهت حقوقي صحيح است ونه مطلقا قابل پذيرش، زيرا اين گونه الحاق اجراي كنوانسيون رابه تمايل حكومتها واگذار ميكند و چنين امري برخلاف روح حاكم بر كنوانسيون است .هدف از تاليف كتاب حاضر آن است كه موارد تضاد وتوافق قوانين داخلي باكنوانسيون حقوق كودك مشخص گردد و بدين جهت مختصري ازمفهوم هرماده از كنوانسيون شرح داده شده و سپس قوانين داخلي مرتبط با آن مفهوم عينا نقل گرديده است تا پژوهشگران حقوق كودك به آساني به متن كليه قوانين دسترسي يابند . لازم به يادآوري است كه قوانين داخلي تا آبان ماه سال 1376 مورد بررسي قرار گرفته است.